فرار از نوع سوم
اينجانب به شخصه هر وقت خواستم فراري انجام بدم، بدفرم ضايع شدم و يک کمدي درام ازش سبز شده! از فرار بزرگ از مدرسه بگو که تا چند سال بعد از ترک دبيرستانمون دهان به دهان منتقل شده که همش تقصير همين محمود بود!! يکبار هم اومديم از يک رابطه فرار کنيم که اونم سوژه شد!! خلاصه شبي در شرکت يکي از رفقا تا صبح مشغول کار بوديم و همينطوري زمان ميگذست که يکهو ديديم بعله! ساعت دو و نيم نيمه شبه!! گفتيم بلند بشيم کاسه و کوزه رو جمع کنيم و بريم خونه! اومديم پايين و ديديم که بعله، سرايدار در ورودي رو بسته! با خودمون گفتيم اشکالي نداره، از در پارکينگ ميريم! با آسانسور رفتيم پايين و ديديم که سرايدر، درب ورودي پارکينگ رو هم بسته!! خلاصه من داشتم انتگرال ميگرفتم که دوستمون گفت بيا که يافتم! ما فکر کرديم کليد رو يافته! بجان شما پنجرهء توي راه پله رو باز کرد و گفت بفرما! گفتم شما بفرما!! اخوي اينجا نيم طبقست و حدود 2 متري فاصله داره!! گفت نع عزيزم اين پنجره اين بغلش يک لبه داره که پامون رو ميذاريم اونجا و ارتفاع نصف ميشه!! گفتم باشه خودت برو منم نگاه ميکنم! سرتون رو درد نيارم، پاش رو گذاشت روي لبه پنجره و گفت علي!! چند ثانيه بعد صداي پکيدن شيشه در سکوت دو و چهل و پنج دقيقه صبح کوچه رو لرزوند!! حالا داداشمون اون پايين ميگه بيا دادا تو هم!! ازونطرف دختر همسايه اومد پشت پنجره و داشت توي حياط رو نگاه ميکرد!! منم خيلي مودب خودم رو زدم به کوچه علي چپ و وانمود کردم منم با صداي شيشه بيدار شدم و براش دست تکون دادم!!! زن سرايدار هم جيغ ميزد!! آهاييييي! مردم آزار !! براي چي شيشه رو ميشکني؟؟؟ ميخواستم داد بزنم ابله!! آخه اگه مردم آزار بود که شکسته و فرار کرده!! اگر دزد هم بود که هدفي داشته!! اين سوال احمقانه چيه ميپرسي!! اونم اين ساعت از صبح؟؟! خلاصه آقاي سرايدار دست بيل بدست اومد و رفيقمون خودش رو زد به شل بودن و گفت شما رو ترسوندم؟؟ شما ترسيدي؟؟ آخ آخ خانومتون ترسيد؟؟؟ آخ آخ !! ترسيدي؟؟ سرايداره هم گفت نع آقا شما خوبي و اونم الکي گفت نع پام رفت توي شيشه و خون مياد و بابا درها رو چرا بستي و گير افتاديم و ما هم از راه پله دست تکون داديم براي سرايدار که بيا درب و باز کن رفيقمون رو ببريم بيمارستان، خلاصه که بخير گذشت!! اومديم نشستيم توي ماشين و يک دل سير خنديديم! جريان دختر همسايه رو که تعريف کردم، دادشمون تصميم گرفت هر شب اين حرکت رو تکرار کنه ...



2 Comments:
Sharhram: vizhh
Arash: !?!
Mahmoud : alan naro
Arash: !??!!!?
Mahmoud : khar nasho naro
Arash: !(Chapo raast)!
Mahmoud : sab kon arash naro...
Arash: vizh #@XX!(DaGhHh)!?XX?XXXOX
Tajdari: VIZHHHHHH Ahey Vayeestein bebineim
:D
miss those ****ing days
سیمور ، پس از آن دختر همسایه بارها به هوای شکستن شیشه ، سر پنجره می ایسته
Post a Comment
<< Home