مدير فنی
پارسال يکي از رفقا يک شرکت نرم افزاري زده بود و با يک ايدهء جديد، استارت نوشتن يک نرم افزاري جديد براي سازمانها و مجموعه هاي بزرگ زده شد و ازونجايي که بما لطف زيادي دارند و ما مورد اعتمادشون هستيم و از طرفي آچار فرانسه بوده و هر شغل و رشته اي رو يک تستي کرديم، ما رو بعنوان مهندس نرم افزار انتخاب کردند و خلاصه کار رو برديم جلو تا اينکه نرم افزاره اصلاحات لازم روش انجام شد و چند ماه هم در عمل تست شد و نتيجه فوق العاده اي داشت، آقاي مديرعامل واسمون کارت ويزيت چاپ کردند و ما رو مدير فني شرکت کردند...
همينطوري که کارت ويزيت رو گذاشته بودم توي کيفم بغل بقيه کارت ويزيتهام، ديدم عجب سيستميه!! ما همه کارهء بيکاره هستيم واقعن! بقول شاعر، کي هستم و چي هستم، فقط خدا ميدونه! حل اين معما، منو کرده ديوونه!! تصميم گرفتم اگر روزي پيري شدم يک کتاب بنويسم در اين مورد که يادم افتاد دارم بلاگ مينويسم و اون موقع همينها رو کپي و پيست ميکنم...



0 Comments:
Post a Comment
<< Home