Tuesday, June 17, 2008

Home Sweet Home

آباجي ما بعد از 4 سال زندگاني در بلاد خارجه، دو هفته برگشت پيش وطن پيش ما و با اينکه چشم بهم زديم اومد و رفت، ولي خب بعد از 4 سال، 14 روز واقعن غنيمتي بود برامون! روزي که رفتيم فرودگاه دنبالش تا روزي که برديمش فرودگاه واقعن به اندازه يک شب برام بود و باورم نميشد اونقدر زود تموم شد، آخه اين آباجي گوگولي رو ما اصلن خودمون بزرگش کرديم و يکجوره ديگه دوسش داريم و له و لوردش هستيم! جوري که بييشتر داداشمونه تا آباجي! خلاصه سعي کرديم تا جايي که ميتونيم از دقايق استفاده کنيم و خوش بگذرونيم که آباجي دفعات بعدي زودتر بما سر بزنه!! بعد از چهارسال جمع شدن خانواده دور هم ديگه و غذا خوردن سر يک ميز يا عکسهاي دسته جمعي واقعن يک حال و هواي ديگه داره! تازه اونم عکسهايي که ما ميگيريم...
ما که خودمون از قبل ميدونستيم و مطمئن بوديم، خيلي جالب انگيزناک بود که آباجي غرب زده نشده بود! اونم تو اين دوره زمونه که مردم کيش ميرن و ميان لهجشون عوض ميشه!! شعور و شخصيت آباجيمون يکجوري هست که هميشه مايه افتخارمونه! آباجي برامون از زندگي در غرب گفت و ما براش از زندگي در خاورميانه! درد دل کرديم حسابي بعد از مدتها و حال و هوايي عوض کرديم، دوري سخته ولي خب فعلن که کاريش نميشه کرد، بايد صبور بود... قبلن که دلتنگ ميشدم عکسهاي 4 سال قبل رو شخم ميزديم، فعلن تا سال بعدي که اگه بتونه بازم بياد، عکس داريم... امان از اين دوري و دلتنگي، امان! بقول استاد من چه گويم...


1 Comments:

Anonymous pooyan said...

jaye khoje khalinabashe;)

Tuesday, 05 August, 2008  

Post a Comment

<< Home